حافظه ی غلط چگونه شکل می گیرد؟

بسیاری از مردم به حافظه ی خود به عنوان یک منبع قابل اعتماد تکیه می کنند .  اما با همین حافظه ی خود به یاد آورید که گاهی اوقات پیش آمده که شماره تلفن یا یک آدرسی را فراموش کنید؟ اما در هنگام مواجهه با رویدادهای مهم زندگی مثل رویدادهای دوران کودکی چطور؟ ایا حافظه ی ما قابل استناد است؟

همه ی ما فکر می کنیم که حافظه ی ما همانند یک دوربین عکاسی است که همه ی جزئیات را به دقت ثبت می کند. اما این تاسف انگیز است که بگوییم ما حافظه ی خود را آرایش می کنیم و بصورت کاملا آشکار خودمان آن را می سازیم.

حافظه ی غلط بر اثر تداخل های خیلی کوچک و پیشنهادها و دست کاری های خیلی کوچک ما بوجود می آیند. در چندین آزمایش معروف به وضوح نشان داده شده است که حافظه ی کاذب شکل می گیرد. برای مثال : در سال ۱۹۹۴ الیزابت لوفتوس نشان داد که ۲۵ درصد از افراد پذیرفته اند که در کودکی در یک بازار گم شده بوده اند درحالی که اینگونه نبوده. و یا در مطالعه ی دیگری در سال ۲۰۰۲ نیمی از شرکت کنندگان بر اثر دستکاری هایی بر روی عکس آنان پذیرفتند که در یک هوای گرم سوار بالن هایی شده اند.

در بسیاری از مواقع این حافظه ی کاذب در رابطه با مسائل کم اهمیت تر رخ می دهد، ولی بسیاری از اوقات پیش میاید که همین حافظه ی کاذب در دادگاههای جنایی حکم اعدام فردی را رقم بزند. و گاهی این حافظه های کاذب پتانسیل این را دارند که به مشکلی جدی بدل شوند. اما سوال اینجاست که این حافظه ی دروغین یا کاذب چگونه شکل می گیرد؟

در زیر عواملی را که باعث اینگونه حافظه ها می شوند را فهرست می کنیم:

۱- ادراک نادرست : ادراک انسان همیشه کامل نیست و باید این نکته ی خیلی مهم را مد نظر داشت که ادراک ما در همان وهله ی اول کد گذاری نمی شود. وقتی ادراک کامل نباشد در بررسی های بعدی ما تلاش می کنیم تا در بازسازی صحنه موارد اشتباه یا کد گذاری نشده را خودمان با صحنه ی اصلی بیافزاییم.

۲- استنتاج : در بسیاری از مواقع دیده شده است که رقابت اطلاعات قدیمی و جدید باعث گمراهی فرد شده است و وی را برای گمانه زنی هایی در مورد پیش بینی صحنه ها کشانده است. ممکن است تداخل اطلاعات قدیمی تر در جدید اتفاق بیافتد و یا بالعکس.  تحقیقات نشان داده است که اغلب افراد یک طرح کلی از وقایع را برداشت می کنند و معمولا در فراخوانی جزئیات به حدس و گمان های خود متوسل می شوند.  برای مثال در حادثه ی تروریستی ۱۱ سپتامبر بسیاری از افراد صحنه هایی از آن را در خاطر داشته اند و بر اثر تکرار در اخبارها و شایعات اطلاعات آنها با اطلاعات جدید رقابت داشته و ممکن است این رقابت به یک حافظه ی غلط شکل دهد.

۳- احساسات : احساسات و بخصوص احساسات دردناک به احتمال بیشتری باعث تحربف در حافظه و شکل گیری حافظه های غلط می شود. در تحقیقی نیز نشان داده شده است که نه احساسات منفی بلکه سطح بر انگیختگی و سطح بر انگیختگی بالا می تواند با حافظه ی کاذب در ارتباط باشد.

۴- اطلاعات غلط : گاهی وقات اطلاعات درست می تواند با اطلاعات غلط مخلوط شود. در یک مطالعه در دهه ی ۱۹۷۰ که توسط لوفتوس انجام شد نشان داده شد که افرادی که پس از وقوع یک حادثه در معرض اطلاعات غلط دیگر قرار می گرفتند در مقایسه با افرادی که در معرض چنین اطلاعاتی قرار نمی گرفتند بیشتر اجتمال داشت تا در حافظه ی خود تحریف داشته باشند.

۵- ترکیب رویدادها: بارها پیش آمده است که بخواهید یک رویداد را برای فردی تعریف کنید ولی در حین تعریف گریزی به رویدادهای مشابه و دیگر بزنید و جزئیات دو رویداد یا چند رویداد را باهم تعریف کنید. همین خود ممکن است کمک مند تا شما صحنه ای را که در کودکی رخ نداده است را بیاد اورید.

۶- ردیابی فازی : زمانی که حافظه ای شکل می گیرد ما بیشتر روی کلیات آن متمرکز هستیم و کمتر برروی جزئیات آن متمرکز هستیم . و به اصطلاح جان کلام را به حافظه می شپاریم که نشانی از رمز گردانی معنایی در حافظه ی مااست. نظریه ی ردیابی فازی به این اشاره دارد که ما گاهی جزئیات کلمه به کلمه را به خاطر می سپاریم وگاهی اوقات جان کلام را به خاطر می سپاریم. در همین مورد اخیر است که بیشتر حافظه های غلط شکل می گیرند.

منبع :

Brainerd, C. J., Reyna, V. F., & Ceci, S. J. (2008). Developmental reversals in false memory: A review of data and theory. Psychological Bulletin, 134(3), ۳۴۳-۳۸۲٫

Brainerd, C. J., & Reyna, V. F. (2005). The science of false memory. New York: Oxford University Press.

Brainerd, C. J., Stein, L. M., Silveira, R. A., Rohenkohl, G., & Reyna, V. F. (2008). How does negative emotion cause false memories? Psychological Science, 19(9), ۹۱۹-۹۲۵٫ doi: 10.1111/j.1467-9280.2008.02177.x.

Corson, Y. & Verrier, N. (2007). Emotions and false memories: Valence or arousal? Psychological Science, 18(3), ۲۰۸-۲۱۱٫

Dingfelder, S. F. (2005). Feelings’ sway over memory. Monitor on Psychology, 36(8), ۵۴٫

Loftus, E.F. & Pickrell, J.E. (1995) The formation of false memories. Psychiatric Annals, 25, ۷۲۰-۷۲۵٫

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید